مفهوم سلامت روانی شامل چه مواردی است؟

سلامت روانی

مفهوم سلامت از آغاز خلقت انسان و طی قرون متمادی همواره از اهمیت زیادی برخوردار بوده است اما هنگامی که در مورد آن صحبت می‌شود معمولا بعد جسمی آن مدنظر است و توجه کمتری به بعد روانی آن می‌شود.

به احتمال زیاد اگر از فردی بخواهیم سلامت جسمی را برای ما تعریف کند، بتواند این کار را انجام دهد اما متاسفانه سلامت ذهن و روان هنوز یک مسئله ناشناخته برای عموم مردم است .

تصویر سلامت روان در ذهن خیلی از ما تصویری از یک آرامش فیزیکی است در صورتی که این یک تعریف ناقص و غلط است و سلامت روان مفهوم جامع تری دارد که کاملا تحت تاثیرکیفیت زندگی ما است.

همه افراد در هر مقطعی از زندگی شاخص و نشانه هایی از ضعف سلامت روان را دارند، مهم نیست نوجوان یا بزرگسال باشید اگر در طول زندگی با یک مسئله یا مشکل روحی برخورد کرده باشید، متوجه خواهید شد که نحوه تصمیم‌گیری و خلق و خوی شما و به دنبال آن رفتار و عملکردتان تحت تاثیر آن قرار می‌گیرد، به همین دلیل مهم است که همیشه به دنبال بهبود شرایط روحی و شخصیتی خود باشید.

متاسفانه شواهدی از سازمان جهانی بهداشت نشان می‌دهد که تقریبا نیمی از مردم دنیا تحت تاثیر بیماری های روانی هستند که مشکلات ناشی از این بیماری‌ها بر نوع عملکرد و کیفیت زندگی روزمره آنها تاثیر گذاشته است.

اگر بخواهیم تعریفی از یک فرد سالم با سلامت ذهنی و روانی خوب داشته باشیم، بصورت خلاصه می توان گفت که فرد سالم علاوه بر نداشتن نشانه‌های اختلال و بیماری روانی، باید بتواند در راستای رشد شخصیتی و شکوفا کردن استعدادهای ذاتی خود بکوشد، خود را با محیط زندگی سازگار کند، با دیگران ارتباطات سالمی برقرار کند و اهداف خود را به طور منطقی تحقق ببخشد.

انجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشتی، سلامت روانی را حاصل نگرش های مربوط به خود، نگرش‌های مربوط به دیگران و نگرش‌های مربوط به زندگی می‌داند به عبارت دیگر بهداشت روانی به عقیده این انجمن یعنی توانایی سازگاری با دیدگاه های خود، دیگران و رویارویی با مشکلات و مسائل مختلف زندگی.

اگر بخواهیم نگاه درستی به بحث سلامت روانی داشته باشیم باید علاوه بر اهمیتی که برای پیشگیری قائلیم، به دنبال دستیابی و ارتقای ویژگی هایی باشیم که سالم، سازگار و مطلوب به شمار آید، یعنی در واقع همان بٌعد مثبت سلامت روان که سازمان بهداشت جهانی روی آن تاکید دارد.

سازمان بهداشت جهانی در تعریف خود، سلامت روانی را ترکیبی از دو بٌعد می‌داند: بعد منفی سلامت روان که به نداشتن علائم و اختلالات و مشکلات روانی اشاره دارد و بعد مثبت سلامت روان که شامل هیجانات و خصوصیات شخصیتی مثبت مثل عزت نفس، توانایی ارتباط موثر، حس یکپارچگی و خودکارآمدی است.

طبق این تعریف، در یک دید کلی می توان گفت مفهوم اصلی سلامت روان، هم شامل پیشگیری از بیماری‌ها و اختلالات روانی و هم شامل رشد و ارتقای سلامت روانی مثبت خواهد بود که البته در حال حاضر در عمل می بینیم از بخش دوم تا حد زیادی غفلت شده است.
John SmithHead of ACME

بر اساس این طبقه بندی، برنامه های ارتقای سلامت روان باید به نحوی برنامه‌ریزی شود که هردو بعد سلامت روان را دربر گیرد، نه این که این برنامه، فقط به پیشگیری از بیماری‌های روانی متکی باشد و برنامه ای جهت افزایش شاخص سلامت روان افراد نداشته باشد.

نکته دیگری که حائز اهمیت است، این است که بسیاری از بیماری‌ها و اختلالات روانی مانند استرس، اضطراب، افسردگی و … بر روی سلامت جسم و بدن ما نیز تاثیر گذار است و ارتباط متقابلی بین بیماری‌های روانی و جسمی وجود دارد. ابتلا به بیماری خود ایمنی ام اس که استرس شدید و بلند مدت نقش زیادی در ابتلا به آن دارد مثالی در این زمینه است. پس نباید سلامت روانی را به عنوان یک بعد مستقل در نظر گرفت.

سلامت روانی افراد تحت تأثیر عوامل و فاکتورهای مختلفی قرار دارد اگرچه این عوامل به صورت مستقل مورد بررسی قرار     می‌گیرند ولی در واقع به صورت چند وجهی متاثر از یکدیگر هستند. عواملی چون نوع و سطح آموزش در جامعه،  برآورده شدن نیازهای اولیه فرد، فرهنگ و مسائل اجتماعی، محیط خانواده و جامعه، رسانه های اجتماعی و… از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر بهداشت روانی ما هستند.

روانشناسان و کارشناسان حوزه سلامت رفتاری بر این باورند که همه ما فارغ از جنسیت، سن و سال، از ثروتمند تا فقیر پتانسیل ایجاد مشکلات سلامت روانی را داریم. مشکلات سلامت روان می تواند طیف وسیعی از علل را در بر گیرد و بسته به شرایط ممکن است منجر به موارد حاد شود. در این قسمت بصورت خلاصه به مهم ترین علل به وجود آمدن مشکلات بهداشت روانی می پردازیم که اثر بسیار مخربی بر سلامت انسان دارند:

این مشکلات ممکن است در اثر تجربه های تلخ کودکی، تنهایی، افسردگی، اضطراب، استرس شدید و بلند مدت، بیماری جسمی طولانی مدت، مشکلات ارتباطی، مرگ یک فرد عزیز، افکار خودکشی، اندوه، بیکاری، شرایط تبعیض گونه، شرایط اقتصادی نامساعد، اعتیاد، خود آزاری، اختلافات خانوادگی، خشونت، اختلالات خلقی مختلف، معلولیت یادگیری یا سایر بیماری‌های روانی با درجات مختلف ایجاد شود.

مراکز بهداشت روانی به صورت کلی با سه هدف اساسی در جامعه فعالیت می‌کند که در این مقاله آموزشی بصورت خلاصه به آنها پرداخته می شود.

  • روش پیشگیری نوع اول (Primary Prevention) : هدف از این نوع پیشگیری، جلوگیری از بروز یک بیماری یا اختلال روانی است. ایجاد سیستم‌های حمایت اجتماعی (مانند بیمه‌های درمانی)، برنامه‌های آموزش کلی (نظیر برنامه آموزشی دانش‌آموزان در مدرسه) و آموزش رسانه‌ای نمونه هایی از پیشگیری نوع اول هستند.
  • روش پیشگیری نوع دوم (Secondary Prevention) : هدف از این نوع پیشگیری، تشخیص به موقع و درمان فوری بیماری یا اختلال های روانی است.
  • روش پیشگیری نوع سوم (Tertiary Prevention) : هدف از این نوع پیشگیری، کمک به حل مشکلات ناشی از ابتلا به بیماری ها و اختلالات روانی از طریق بازگرداندن تمام یا قسمتی از توانایی های از دست رفته فرد است. قابل ذکر است که این روش بیشتر تحت عنوان بازتوانی ( Rehabilitation ) شناخته می شود.

علت پرداختن ما به مفهوم سلامت روان به این خاطر است که مسئله سلامت روانی و حفظ و تامین آن برای مردم، سازمان‌ها و دولت‌ها از اهمیت زیادی برحوردار است به همین دلیل امروزه اکثر کشورها هزینه و منابع زیادی را برای بهبود و ارتقاء بهداشت روانی جامعه از طریق تدوین برنامه‌های مختلف صرف می‌کنند چرا که بهداشت روانی با عملکرد و کارایی فردی و اجتماعی افراد و در نتیجه با پیشرفت و رشد جامعه گره خورده است.

امیدوارم با مطالعه ی این مقاله آموزشی به لزوم و اهمیت سلامت ذهن و روان خود پی برده باشید و از این به بَعد با دقت و حساسیت بیشتری به حفظ و ارتقای آن بپردازید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست